فکرهای منفی دست از سرم
برنمیداشتن تا اومدی
تن تو چسبید به بدنم
تو خود خورشید تو روزمی
ولی کسی جای من باهات
بعد میگم بباره ابرها
رفتی و دوباره شب شد.
فتح کردی تن منو ، از پیشم اصلا نرو
مثلا تو بودی داف سبزه من
پ.ن: هنوزم مثل روز اولش دوستش دارم.
از اشک چشات میسازم قایق
یه جایی میریم با باد موافق
اینو فهمیدم از سفر اولمون
هیج جای دنیا نداره عاشق.
با اینکه کشتی منو باز میگم ندیدم از تو بد
من برات زخم و زیلی ام تو جنگ و خونریزی
رو ابرا دفعه اولی که همو بوسیدیم
ستاره های دنباله دارو تو آسمون دیدیم
همش فکر و خیال من بود نبود بینمون چیزی.
با اینکه نبودی با من خوب همه حرفاتو یادم موندش.
آره قدیما فاز برعکس بود
لااقل حرفات یه کم طعم خوبی می داد
تا تحویلت گرفتیم یابو برت داشت
بود قدم ما رو سرت جاش
ولی قبلنو یادت نی انگار آخ
یه سری آدما لال بودن ای کاش.
تو تاریکی ام وقتشه یه سر به نور بزنم
برم بالای دیوار و رو به دور بپرم
پیدا کردیم شانسی همو
یه جا تو راه شیری
خوب بودیم باهم
رفتی همه چی شد باز چه کیری.
هنوزم حاضرم دنیا رو بگیرم من برات ، با اینکه میدونم فرق نداره برای تو.